تبلیغات
بهار نارنج - never love again
بهار نارنج

انتظارت تلخه مثل مردن دل


چقدر سخته جدایی منم دارم خدایی

 

تو كه نبودی گریه دمسازم بود


وقتی بودی خوبیت آغوش بازم بود


چقدر خونه تاریك و بیصدا بود


دریچه پهن قلبم باریك و بی‌ندا بود


راستی قناریهام دیگه نمیخونن


برام توی كوچیكترین قفس


خودشونو زندونی كردن برام


چون تو نبودی حالیه


یكی پیدا نمیشه همدل من شه


توی این راه مهیب همسفرم شه


میدونسیتی باغچه دیگه گل نمیداد


حیاطشم بی تو صفایی نمیداد


بار اولم بودش كه ناله و زاری زدم


به كسی حرفی نگفتم تموم حرفام نگفته‌اس


از سكوت كردنش مردم تموم حرفامو خوردم


خیلی سخته كه دست من لمس نكنه دست تو


رو دست و پام سست و فلج شه واسه تو

 

چون تون نبودی حالیته


آدمای خوب و بد دیگه یكی شدن برام


آب و رنگشونم دیگه یكی شد برام


آب و رنگشونم دیگه بی رنگ شد برام


در بهار تابش خورشید ملایم دیگه سوزان برام


برا من میون پاییز و بهار فرقی نداره


میدونم تو خواب كه بهار روی ماه ‌تو بیاره


ای خدا ای خدا از تو میخوام اسیر و مجنونش شم


دیگه از بیهوده دویدن خسته شدم


دیگه از بیهوده پریدنم خسته شدم


میدونی چون تو نبودی حالیته


خیلی بی انصافم كه بارون رحمت خدا خسته شدم


خیلی بی انصافم كه كاراو حكمت خدا خسته شدم

 

برا من خونه بدونه تو قفس شده


برا من زندگی بی نفس شده


مثل اون پرنده كه دیوونه شده


مثل اون موجود منگی كه بدونه لونه شده


تو میخوای منو ویرون بكنی


تو میخوای مثل یه شیر منو زخمی بكنی


تو میخوای پرنده رو از تو آشیونه‌اش بیرون بكنی


من میگم تو میخوای با من اینجور بكنی


تو میگی نه من میگم چون تو نبودی حالیته


برا من دیگه شبا ستاره‌ای دیده نمیشه


برا من دیگه تو قلب جوونه عشق روییده نمیشه


میدونستی كه دیگه دنیا برام تیره و تاره


میدونستی كه دیگه مردن برام دین و راهه


دیگه عاقل نمیشم دیگه بالغ نمیشم


دیگه از حرفای تو سیر نمیشم


اینو بدون اگه خدا تمام دنیارم بده جایی نیست


اینو بدون اگه خدا تموم كارارم كنه دیگه راهی نیست


اینو بدون اگه خدا بهشتشم به من بده صفایی نیست


اینو بدون چون تو نبودی حالیته


من دیگه مثل قدیم منتظر عید نوروز نبودم


اینو بدون مثل قدیم منتظر عمو نوروز نبودم


ای بی زبون تو رو باید توی رویا ببینم


تو رو باید تو خواب و خیالم ببینم


كی میگه باید یه سراب توی راه عشقم ببینم


یا كه باید یه عذابه توی وجدان ببینمژ

 

میدونی عشق تو كورم كرد


عاقبت پیرم كرد در آخر از زندگی سیرم كرد


چرا كه تو نیستی یه خیالی واسه من


توی این بازی هستی تو محالی


یكی پیدا نمیشه همدل من شه


توی این راه مهیب همسفرم شه

 

نگو بار گران بودیم و رفتیم

 

نگو نامهربان بودیم و رفتیم

 

نگو اینها دلیل محكمی نیست

 

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 17 خرداد 1389 ساعت 03:20 ب.ظ توسط رز ارغوانی نظرات |


Design By : Pichak